تبلیغات
هنر به مثابه پیشه ، طراحی صنعتی - قصه شیرین
ویلیام جیمز می­گوید : بزرگترین اکتشاف نسل من این است که انسان میتواند با تغییر باورهای خود، زندگی را تغییر دهد.

قصه شیرین

یکشنبه 10 مرداد 1389 03:30 ب.ظ

نویسنده : دوگاهه
ارسال شده در: دلنوشته ها ،

قصه شیرین

 
مهرورزان زمانهای کهن
هرگز از خویش نگفتند سخن
که در آنجا که "تو"یی ؛ بر نیاید دگر آواز از"من"!

***********

به ادامه مطلب مراجعه نمائید

 

قصه شیرین

 
مهرورزان زمانهای کهن
هرگز از خویش نگفتند سخن
که در آنجا که "تو"یی ؛ بر نیاید دگر آواز از"من"!

 
ما هم این رسم کهن را بسپاریم به یاد
هرچه میل دل دوست، پبذیریم به جان
هرچه جز میل دل او ، بسپاریم به باد!

 
آه ، باز این دل سرگشته من ؛ یاد آن قصه شیرین افتاد
بیستون بود و تمنای دو دوست
آزمون بود و تماشای دو عشق
در زمانی که چو کبک، خنده میزد "شیرین"
تیشه میزد "فرهاد"
نه توان گفت به جانبازی "فرهاد"، افسوس
نه توان کرد ز بی دردی "شیرین" فریاد!

 
کار "شیرین" به جهان "شور" برانگیختن است
عشق در جان کسی ریختن است
کار فرهاد ؛ برآوردن میل دل دوست
خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن
خواه با کوه درآویختن است

 
رمز شیرینی این قصه کجاست؟
که نه تنها شیرین ، بینهایت زیباست؛
آن که آموخت به ما درس محبت می خواست
جان چراغان کنی از عشق کسی
به امیدش ببری رنج بسی
تب و تابی بُوَدَت هر نفسی
به وصالی برسی یا نرسی 
سینه بی عشق مباد! 

 
فریدون مشیری

1باغ گل تقدیم شما

http://www.procreo. jp/labo/flower_ garden.swf




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 18 مرداد 1389 06:25 ب.ظ



محصولات ویژه

|

کد قفل کردن راست کلیک

Code center